
سرگذشت گذشتگان خود را بخوانیم و در رمزها و چیستان های آن باریک شویم: ما نخستین مسافرین کاروان بزرگ رنج و افتخار نیستیم و واپسین آن ها نیز نیستیم. بیاییم و دمی چند در این شط سخری که به سوی مقصدی والا می رود شنا کنیم.
حیرت و طنز و حدس و امید و عزم خود را به کار اندازیم: شاید در این سیر و تماشا چیزی به چنگ آوریم و توشه ای به دست آوریم.
این دفتر شامل چند جستار (Essai) کوتاه تاریخی است که نگارنده آسان می توانست تعداد و حجم مطالب و حجم آن را بیشتر سازد. یکی دو نوشته نیز تفکر تجویدی درباره تاریخ است و همه در این امید نوشته شده و نشر می یابد که به ما یاری دهد تا در راه انسان نوعی شدن تلاش کنیم و انسان فردی نمانیم که درگنداب خود پسندی حقیر خویش غوطه می زند و به آسمان فراخ و خرگاه پرشکوه خاندان انسانی خویش نمی پیوندد.
تحول ژرف بشریت و فرهنگش به تحول ژرف روح او نیاز سوزان دارد و الحق به قول آن نویسنده نامدار: «انسان بودن وظیفه بزرگی است.» «انسان- این طنینی غرور آمیز دارد»
در این مجموعه به جز یک جستار درباره ایران ومسئله دولتمداری در کشور ما، نوشته های دیگر صحنه های عبرت آموزی را از تاریخ جهان (به ویژه اروپای غربی) نقل می کند.
خوشبختانه در زبان فارس – ولو از راه تجربه – درباره تاریخ ایران و جهان مصالح غنی گرد آمده است. این رساله مایل است به ویژه رغبت جوانان ما را به بررسی اندیشمندانه کارنامه پیشینیان تیزتر کند. زیرا تجربه تاریخ را می توان به تجربه خود بدل ساخت.
سیاست گر سوار است و سمندی تیزرو دارد. حقیقت چون کمندش، سخت گردن در گرو دارد. «رذیلت » گر چه پیش ظلم گردن خم کند، شاید، «فضیلت » گردنی – در عین ذلت – خم نشو دارد. |