مذهب و ملت‌گرایی*

نقل از عدالت

 

دنیا، نشریۀ سیاسی و تئوریک کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران، سال سوم (دوره سوم)، شماره ٨، آبان ١٣۵۵

 

احسان طبری

 

 

تفاوت ملت‌گرایی قشرهای بورژوا و خرده بورژوای مالک با میهن‌دوستی و انترناسیونالیسم مارکسیست‌ها، و تعیین دقیق وظایف مبارزین انقلابی در قبال ملت‌گرایی این اقشار- در کنار موضوعاتی مانند نقش بورژوازی، قشرهای میانه، و مذهب در مرحله کنونی مبارزات کشورهای در حال رشد آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین- از مباحث غنی سوسیالیسم علمی است. با توجه به وظایف روز، آشنایی با این بخش از تئوری و پراتیک جنبش انقلابی می‌تواند برای نسل جدید مبارزان انقلابی میهن ما جالب و حایز اهمیت باشد.

 

 

در بارۀ روش حزب تودۀ ایران نسبت به مذهب و ملت‌گرایی (ناسیونالیسم) در گذشته در رادیوی پیک ایران و مطبوعات و نشریات حزب بارها توضیحات روشن کننده داده ایم. ولی بدیهی است که در شرایط کنونی- هنگامی که سنگ را بسته و سگ را گشاده اند- آوای حزب به همه جا نمی‌رسد و ضرورت آن پدید می‌آید که مطلبی باز هم تکرار شود.

کسانی از روی خیرخواهی نسبت به ما و علاقۀ به مردم گاه می‌گویند: آیا بهتر نیست که حزب تودۀ ایران، در جهت هماهنگ ساختن مارکسیسم و اسلام گام بردارد، یکی بودن محتوای آن دو را مبرهن سازد، از انترناسیونالیسم که بهانه می‌دهد او را دنباله‌روی «ابرقدرت» شوروی معرفی کنند، از حالا تا پیروزی سوسیالیسم در مقیاس جهانی (که به نظر این خیرخواهان در آن موقع اعلام انترناسیونالیسم البته ضرور است) دست بردارد و پرچم ملت‌گرایی را برافرازد، تا بتواند توده‌های عقب‌مانده را به دنبال خود بکشد، و خود را از «انفراد» خارج سازد، برای آن‌که در واقع قادر گردد بساط دوزخی استبداد را برچیند؟

این سخنانی است که از روی نیّت خصمانه‌ای مطرح نمی‌شود و مسلماً از جهت لحن و شیوه طرح مطلب، با آن طرز کذایی ردیف کردن انواع دشنام‌ها و افترا‌ها تفاوت فاحش دارد. سعی می‌کنیم به این مطلب کوتاه و روشن پاسخ دهیم.

از مذهب آغاز کنیم: جهان‌بینی حزب تودۀ ایران، چنان‌که در برنامه‌اش تصریح شده، مارکسیسم- لنینیسم است، که جهان‌بینی علمی و انقلابی طبقه کارگر است. جهان‌بینی مذهبی اسلامی از جهت بینش خود در باره پیدایش عالم و قوانین آن و در باره انسان و حال و آینده‌اش وجه مشترکی با این جهان‌بینی ندارد. لذا ما که در تعیین جهان‌بینی حزب خود نه لحظه و محل محدود، بلکه سیر تکاملی بشریت، ابعاد جهانی، فواصل زمانی را در نظر می‌گیریم و مطمئنیم که اشکال غیرعقلی و غیرعلمی تفکر ناگزیر، به این نحو یا آن نحو، جای خویش را به اشکال عقلی و علمی خواهند داد، دست به شعبده و فریب پراگماتیک و سوداگرانه نمی‌زنیم و برای نیل به «اثربخشی» کوتاه‌مدت، اصولیت و استواری اصولی خود را، که دارای اثربخشی درازمدت است، فدا نمی‌کنیم.

دین اسلام و از آنجمله مذهب جعفری (شیعه اثنا عشریه) مذهب رسمی کشور ما و مورد اعتقاد توده‌های مردم کشور ماست. روش ما احترام عمیق به توده‌های مردم و معتقدات آنان است. علاوه بر احترام به مردم و معتقدات مردم که ما را مؤظف می‌کند به اسلام و تشیع حرمت گذاریم، دو عامل نیز بر این امر مزید می‌شود:

الف- اسلام در تحول و پیشرفت جامعه ما و نوزایی فرهنگی آن تأثیر مستقیم داشته است. اسلام نسبت به برخی ادیان خصلت اثباتی و حیاتی بیش‌تری دارد و احکام فراوانی از آن در خورد تعبیر به سود اندیشه‌های مترقی عصر ماست و ما هر گاه می‌بینیم که عده‌ای از مسلمانان این احکام را برجسته می‌کنند و آن را حربه نبرد و پیشرفت قرار می‌دهند به نوبه خود شادمان می‌شویم. مجله «دنیا» (دوره دوم) از نخستین طراحان این مسأله در نوشته‌های فارسی بود. ما در موقع حود آیات متعددی از قرآن را که برانگیزنده نبرد علیه ستم و مفتخواری است از قرآن استخراج و مورد تصریح و تأکید قرار دادیم (رجوع کنید به مجله «دنیا» مقاله ر. نامور تحت عنوان «اسلام و نهضت رهایی‌بخش میهن ما»، ١٣۴۴، شماره ٢، سال ششم). به نظر ما اگر بین جهان‌بینی و بینش عمومی مارکسیستی و اسلامی وجه مشترکی نباشد، ولی مارکسیست‌ها و مسلمانان کاملاً می‌توانند در تنظیم برنامه اجتماعی تحول مترقی کشور ما در شرایط کنونی به زبان مشترک برسند.

ب- تشیع که در بین فرق اسلامی در ایران طرفداران به مراتب بیش‌تری دارد از همان آغاز تسلط اعراب، در دست اولاد علی و مدافعان فراوان ایرانی آن‌ها به درفش نبرد در راه استقلال ما علیه خلافت بغداد، علیه سیطره امیران و سلطانان ترک، علیه تجاوزگران مغول و تاتار و خوندکاران عثمانی و خانان ازبک مبدل شد و بسیاری از سنن اصیل ایرانی را در خود حفظ کرد. به علاوه برخی از چهره‌های تشیع به ویژه علی ابن ابیطالب و حسین ابن علی و مبارزات جوانمردان و شخصیت انسانی آن‌ها مورد احترام عمیق ماست و حزب تودۀ ایران از همان آغاز تأسیس خود این احساس را بیان کرده است. سخن علی: «کن للظالم خصما و للمظلوم عونا!» از شعارهای جاری حزب ما بود. روز عاشورای حسینی، باشگاه مرکزی حزب پرچم سیاه می‌افراشت. آری در آن موقع برخی اعضا نادان در حزب بودند که علیرغم سیاست صریح حزب و با نقض کامل رهنمودهای کلاسیک‌های مارکسیستی (مارکس، انگلس، لنین)، به تظاهرات خنک علیه عقاید و آداب مذهبی مردم دست می‌زدند. برخی‌ها از نادانی و برخی دیگر شاید به نیت خرابکاری. ولی همیشه علیه این نوع روش‌ها از طرف رهبری و اکثریت مظلق رفقای حزبی به شدت اعتراض می‌شده است.

لذا ما با تلاشی که اکنون در ایران می‌شود، و به اعتقاد ما طراح اولیه آن از ٣۵ سال پیش خود ما بودیم (اسناد آن: از جمله سرمقاله‌های ارگان‌های حزب در روز عاشورا) یعنی برحسته کردن مبارزه حسین علیه یزید عصر محمد رشا شاه پهلوی کاملاً موافقیم و رادیوی حزب بارها درست در همین زمینه گفتارها پخش کرده است و می‌کند.

ما آماده ایم با مذهبیون مترقی، نه فقط برای دوران‌های کوتاه‌مدت تاکتیکی، بلکه برای دوران‌های تاریخی، درازمدت، صمیمانه همکاری کنیم. در کشورهای سوسیالیستی، پس از ده‌ها سال گذشت از انقلاب، نه فقط مؤسسات و اموال و مدارس و نشریات ادواری و غیرادواری مذهبی باقی است، بلکه در برخی از آن‌ها مذهبیون صاحب مهم‌ترین مقامات رسمی مانند معاون نخست‌وزیر، وزیر، رییس مجلس و غیره اند.

تبلیغاتی که در باره روش ما نسبت به مذهب می‌شود جزیی از شیادی وسیعی است که امپریالیسم و ارتجاع در این دوران‌های نزول و انحطاط خود، در آرزوی برآورده نشدنی حفظ خویش به راه انداخته اند. آری آن‌ها با این تبلیغات سعی می‌کنند کسانی را گول بزنند و گول هم می‌زنند. ولی چاره آن، این نیست که ما، در مشی خود، اعوجاج غیرصادقانه‌ای ایجاد کنیم و عقیده نداریم که روش ما در جامعه ایران دچار انفراد می‌شود. تجربه گذشته جز این نشان داده است. به هر صورت ما طرفداران سرسخت همکاری توده‌ای‌ها (مارکسیست‌ها) و مسلمانان مترقی هستیم و در این راه به نوبه خود خواهیم کوشید.

 

***

 

اینک چند کلمه در باره «ملت‌گرایی». ما به دو نوع «ملت‌گرایی» در عصر خودمان معتقدیم. ملت‌گرایی مترقی، یعنی ضد امپریالیستی و ضد انحصاری و خواهان صلح و ترقی اجتماعی. چنین ملت‌گرایی، اگر چه از قشرهای بورژوا و خرده بورژوا و گاه مالک باشند (زیرا ملت‌گرایی ایده‌ئولوژی سیاسی آن‌هاست؛ نه پرولتاریا)، یاران جنبش مردمند و ما هم آن‌ها را محترم می‌شمریم و حاضر به همکاری صمیمانه با آن‌ها هستیم. ولی ملت‌گرایی ارتجاعی که با وجود تظاهرات «یقه دران» و «رگ گردن» در باره «میهن عزیز»، عملاً با امپریالیسم مغازله می‌کند و دعوایش با شاه بر سر قدرت است و همه کارهای خود را ول کرده، افتاده دنبال بدو بیراه گفتن به شوروی و حزب تودۀ ایران، ما با این بینش سر همکاری نداریم. بر عکس با آن مبارزه می‌کنیم.

اما این‌که خودمان، به خاطر «وجهه» به گروه معلوم‌الحال افترازنان به کشورهای سوسیالیستی بپیوندیم، خیلی معذرت می‌خواهیم. ما دنبال چنین «وجهه‌هایی» نمی‌رویم و عقیده هم نداریم که «ضد شوروی بودن» از آنجمله در کشور ما، در میان توده‌ها (نه در میان قشر معینی از روشنفکران) وجهه‌ای ایجاد می‌کند. بر عکس، توده‌ها با شمّ خود دوست و دشمن را می‌شناسند و از چنین «ملّیون» حقه‌بازی روی بر می‌گردانند.

اما اگر از «ملت‌گرایی» (یعنی ناسیونالیسم) مطلب را به جای دیگر یعنی به «میهن‌پرستی» (یعنی پاتریوتیسم) بکشانیم، آنگاه قضیه به کلی شکل دیگری به خود می‌گیرد. ما خود را از زمره اصیل‌ترین، پیگیرترین، معتقدترین، پرشورترین، خادم‌ترین میهن‌پرستان ایران می‌دانیم:

 

ما شیفته خلق‌های کشور خود و سعادت و رفاه و پیشرفت آن‌ها هستیم؛

ما مدافع تمامیت ارضی و استقلال کامل سیاسی و اقتصادی کشور هستیم؛

 

ما قصد نداریم کشور خود را به کشور دست نشانده احدی مبدل کنیم و اعتقاد راسخ داریم که کشورهای سوسیالیستی، طبق سرشت سازمان اجتماعی خود، هرگز مایل به دست نشانده ساختن کشوری دیگر نیستند. تجربه تاریخی کشورهای سوسیالیستی نشان داد که سوسیالیسم تنها به آن‌ها امکان یک ترقی جهشی حیرت‌انگیز مادی و معنوی عطا کرده است و کشور دست نشانده نمی‌تواند چنین کشوری باشد.

ما به مراتب بیش از مدعیان، از دارو دسته هیأت حاکمه گرفته، تا مدعیان به اصطلاح «چپ» به فرهنگ وطنمان دلبسته ایم زیرا از آن وسیع‌تر باخبریم، آن را ژرف‌تر بررسی می‌کنیم تا آن را به حربه نبرد امروز برای سعادت فردا مبدل سازیم.

تمام این افسانه‌های قلابی در باره این‌که گویا حزب تودۀ ایران «ستون پنجم سوسیال امپریالیسم روس» است، و تمام این حملات خائنانه اختراع مشتی سرمداران چپ‌نما، در آخرین تحلیل، از طرف امپریالیسم، علیه انقلاب جهانی و انقلاب ایران جعل شده است. اگر شخص مغرض نیست، بسیار باید ساده باشد که این مطلب روشن را نفهمد.

این مواضع ما، یعنی احترام صادقانه ما به اسلام و تشیع و رجال جاوید این دین و سیاست اصولی ما در این زمینه، میهن‌پرستی عمیق ما، احترام ما به ناسیونالیست‌های مترقی، حتماً و حتماً باید مبارزان مذهبی و ملی را، اگر دچار خلجانات «شیطانی» نیستند، به همکاری با حزب تودۀ ایران جلب کند.

حزب تودۀ ایران مانند همه سازمان‌های سیاسی گذشته و حال در ایران از عیب و نقص در روش و در اشخاص تهی نبوده و نمی‌توانست باشد. ولی این معایب، گاه با همه جدی بودنش، به کلی در مجموعه فعالیت این حزب دارای جنبه فرعی است. هر فرد یا گروهی دعوی کند که حتا در فعالیت کوچک خود از اشتباهات بزرگ مصون بوده، تنها مدعی است. حزب تودۀ ایران ٣۵ سال است در مقیاس وسیعی فعال است.

امید است این نکات به کسانی که آماده روشن شدن اند، کمک کند تا روشن شوند.

 

 

* هم‌چنین به مقالات زیر مراجعه فرمایید: «پیام حزب تودۀ ایران به مجاهدین خلق ایران» (ماهنامه «مردم» شماره ١۵ اردیبهشت ١٣۵٣)، «اسلام و نهضت رهایی‌بخش میهن ما» (مجله «دنیا» سال ١٣۴۴، شماره ٢)، «رژیم و مذهب» (دنیا، ١٣۵٣، شماره ۵). احسان طبری، «برخی بررسی‌ها در باره جهان‌بینی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایران» ١٣۴٨. احسان طبری، «فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه‌داری در ایران»، ١٣۵۴. «ملت‌گرایی در دوران ما» (مجله «دنیا» ١٣۵٣، شماره ١). روش انترناسیونالیستی حزب تودۀ ایران (مجله «دنیا» ١٣۵٣، شماره ۶).