فرهاد چهارم

 

حوادث عمدۀ این داستان  ، البته به اجمال و اشاره ، در تواریخ آمده است و داستانی که نویسنده آن را بر پایۀ واقعیات تاریخی و به مدد پندار هنری پرداخته است ، با بافت و منطق درونی تاریخ کشور ما در دوران اشکانی ، پیوند و همانندی نزدیک دارد و این آن چیزی است که هر داستان تاریخی به التزام آن متعهد است .

هدف از این داستان تاریخی ، مانند تراژدی منظوم «گئومات » از همین نویسنده ، نشان دادن سرشت شوم نظام شاهنشاهی است . در این داستان نه تنها چهرۀ فرهاد چهارم بلکه چهرۀ ارد پدرش و فرهادک پسرش و نیز اگوست قیصر روم نگارگرصفات و سجایای جباران زمان است .

نویسنده باید اعتراف کند که آنچه اکنون نشر می یابد طرح نخستین یک رمان بزرگ تر تاریخی است ولی چون امید او برای گسترش این طرح اندک است ، لذا آن را به همین صورت نشر می دهد و از اغماض و تفاهم خواننده مدد می طلبد .

این داستان در سال 1349 نوشته شده و امید نویسنده آن بود که آن را به مناسبت جشن های دو هزار و پانصد سالگی شاهنشاهی منتشر کند . برای نویسنده انتشار این برگ های اندک ممکن نگردید ولی برای محمد رضا شاه ممکن شد که با خرج ده ها میلیون دلار از مهمانان تاج دار در چادرهای « پرسپولیس » پذیرائی کند و تنها در یک ضیافت ، « نود طاووس » را در قاب های زرین تقدیم دندان های آنان سازد .

به قول مارکس سلطنت مستبده پیوسته جوقی جانوران سیاسی و بردگان چاپلوس پرورش می دهد و با تفرعن پا را بر گردۀ آن ها نهاده و می گذرد . در وجود فرهاد چهارم و پدر و فرزندش همۀ آن فرومایگی که خمیرمایۀ شاهنشاهی است تجلی یافته و از آن جا که هنوز معضل استبداد در میهن تیره روز ما حل نشده است ، این داستان ، با آنکه متعلق به گذشته های دور است و اگرچه با تأخیر نشر می یابد ، به گمانم علاوه بر سودمندی برخی توصیف های تاریخی که نتیجۀ بررسی همه جانبۀ تاریخ دوران مربوطه است ، تازگی و فعلیت خویش را از جهت سیاسی نیز از دست نداده باشد.

 

احسان طبری