مقالات سیاسی : فرد انقلابی و خودآموزی و خود نقادی
فرد انقلابی باید به آموختن و بالا بردن سطح شناخت خود و نیز به اصلاح دائمی خود توجه کند ، یعنی آموزگار و مربی خود باشد.
امروز دانش های طبیعی و اجتماعی ، منطقی ، اسلوبی و عملی و نیز فن(تکنیک) و هنرها ، بسطِ حیرت انگیزی یافته اند .
در فارسی می گویند : " بی مایه فطیر است . " تفکر انسانی بدون مایۀ شناخت و معرفت ، ثمره ای نمی دهد .
کسی که خواندن و نوشتن نمی داند ، اگر می خواهد دو چشم دیگر علاوه بر چشم های طبیعی خود بیابد ، باید خواندن و نوشتن بیاموزد .
کسی که از علوم و فنون و تمرین های عملی و اشکال هنری بی خبر است ، چگونه می تواند گفته ها و نوشته ها را بفهمد ، فکر کند و فکر خود را بیان دارد ؟ از خود و دیگران دفاع کند ؟
همیشه معلم در دسترس نیست ، لذا یک فرد منظم و منضبط انقلابی توجه دارد که از راه خواندن و شنیدن و پرسیدن و اندیشیدن ، مرتباً معماها و مشکلات خود را حل کند و سطح معرفت خود را بالا ببرد .
وقتی انقلابی یعنی مصلح جامعه ، این چه مصلحی است که جامعه را نشناسد ، از قوانینش بی خبر باشد ، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات میهن خود تصور نداشته باشد . ما این معرفت حداقل را باید بیاموزیم . این سلاحی در نبرد زندگی است و هر قدر از این سطح حداقل ضرور بالا برویم ، چه بهتر .
البته توده های زحمتکش که سپاه عمدۀ انقلابند از جهت مادی و وقت ، مشکلات زیادی دارند تا به خودآموزی دست زنند . امروزه رادیو ، تلوزیون و دیگر رسانه ها کار خودآموزی سمعی – بصری را آسان تر کرده اند . تا زمانی که توده های محروم نفهمند که دنیا در چه حال ، ایران در چه حال و وظیفۀ انسانی و میهنی آن ها چیست ، بهره کش بی رحم از جهل توده ها استفاده می کند . جهل پایۀ ظلم است . اگر جهل نباشد ظلم دوامی ندارد .
خوشا بر آن روز که اکثریت توده های جهان به چهار حقیقت اولیه پی ببرند:
1- بهره کشی یک انسان از انسان دیگر و گرد آوردن سود و تبدیل سود به سرمایه و سرمایه به قدرت برای سروری بر بهره دهان رنجبر کشور خود و کشورهای دیگر ، جنایت است و باید به آن خاتمه داده شود .
2- بهره کشی به سود نظام خانی – عشیرتی (پاتریارکال) ، ملاکی – رعیتی (فئودالیسم ) و سرمایه داری – کارگری ( کاپیتالیسم ) در می آید . الآن در دنیا به طور عمده سرمایه داری مسلط است . سرمایه داران ابتدا باهم رقابت داشتند و به سود حد متوسط راضی بودند . بعد با هم ساختند و مؤسسات انحصاری از یک ملت یا چند ملت ساختند تا سود حداکثر انحصاری را به دست آورند : کالاهای خود را گران بفروشند و جنس دیگران را ارزان بخرند و مواد معدنی ، مواد کشاورزی آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین و مرکزی را سرمایه داری آمریکا و کانادا و اروپای غربی و ژاپن و آفریقای جنوبی ، صاف و ساده غارت می کنند . تنها در سال 1981 مبلغ سود ویژۀ آمریکا از جهان سوم از هشتاد میلیارد دلار بیشتر و سه برابر سرمایه گذاری اولیه بود .
3- نظام بهره کشی ریشۀ تیره روزی خلق هاست و این دروغ است که خداوند قسمت اکثریت مردم ، قسمت زحمتکشان را فقر و جهل و بیماری و ترس ، قسمت یک اقلیت ممتاز را که غارتگران ثروت و قدرت هستند ، آسایش و خوش باشی ساخته است . این نوع قضاوت ها را ، روحانی نمایان " وعاظ السلاطین " ، در میان مردم رائج ساخته اند تا مردم را در اسارت خان و مالک و سرمایه دار ، نگاه دارند و خود از این غارتگران مزد بگیرند.
4- مبارزۀ متشکل و هم صف همۀ زحمتکشان و مستضعفان عالم علیه بهره کشان و استعمار طلبان و بر رأس آنها میلیاردرهای آمریکا به سود استقلال و ایجاد عدالت اجتماعی و قدرت زحمتکشان یدی و فکری مسلماً می تواند پیروز شود . این مبارزه به آگاهی و ایثار نیازمند است . این مبارزه صلح ، آزادی ، رفاه و رهائی زحمتکشان از اسارت را به همراه خواهد داشت . سرانجام بشریت از تیره روزی رهائی خواهد یافت .
این حداقل را باید هر دهقان روستانشین ، هر شبان عشیرتی و چادرنشین تا اعماق روحش درک ، سپس موافق درک خود عمل کند . تا چه رسد به کارگران که پیشتازان و طلایه داران زحمتکشانند .
اما منظور ما از خودنقادی ، یعنی بر خلاف خودپسندان و خودمحوران و خودخواهان ، به خود ، از فاصله و با نظر انتقادی نگریستن.
غریزۀ مقتدر حفظ نفس ( خودپاسی) ما را بدان سو می کشاند که از همه چیز خود دفاع کنیم ، حتی از معایب خویش .
باید با این " دیو درونی " ، با این " نفس امّاره " مبارزه کرد . نبرد با خود ، بخشی است از نبردی که یک انقلابی می کند . همۀ زندگی نبرد و تلاش است حتی علیه خود .
یک عیب تربیت سنتی ایرانی آنست که کودک را زیاد نوازش می کنند و به اصطلاح او را " لوس " بار می آورند . خشکی و خشونت هم کودک را عقده ای و بی محبت می سازد . در این وسط ، بین این دو قطب ، راهی است : تربیت با احساس مسئولیت برای سرنوشت کودک ، تربیت آگاهانه و دارای مبنای علمی .
ولی ما هنوز در گسترۀ چنین تربیتی نبوده ایم و نیستیم . لذا باید بکوشیم تا نقائص خود را دریابیم و با مبارزه عنودانه در رفع آن ها بکوشیم . به قول رُمن رولان :
" اگر بر خویش خواهی گشت پیروز
به ضد خود نبردی کن شب و روز
پس آنگه میرسد آخر فرا چنگ
مرآن صلحی که باشد زادۀ جنگ
نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز دوشنبه 3 دی ماه سال 1386 ساعت
8:58 PM
پیوند
| |
چاپ
|
دیدگاه های شما [9]
آخرین مطالب
|