مقاله های علمی، ادبی و تاریخی : مهر و مهرگان
جشن کشت، پیمان دوستی و آشتی

انتشار دفتر اول «شورای نویسندگان و هنرمندان» با جشن باستانی «مهرگان» مصادف است.
پس از فرار رضا پهلوی این جشن که مراسمش تا سدههای چند پس از اسلام برگزار میشد، بار دیگر پس از قرنها متروک ماندن، بهعنوان جشن تودهها بهوسیله نیروهای مترقی احیاء گردید.
بعدها رژیم جابر محمدرضا پهلوی کوشید تا این سنت دیرینه را تصرف کند و جشن مهرگان را مانند عهد ساسانیان به جشن شاهان و خسروان بدل سازد، یعنی زمانی که به قول پزشک یونانی اردشیر دوم هخامنشی «کتزیاس» (Ctésias) شاه شاهان جامه ی حریر ارغوانی بر تن میکرد و از بسیاری بادهگساری سر از پا نمیشناخت و مؤبدان مؤبد، اوراد و عزایمخوانان، طبقهای ارمغان را نثارش میساخت.
ولی درواقع صاحب اصلی این جشن، مانند نوروز و سده و بهمنگان، مردمند و بهگمان ما جا دارد که رژیم انقلابی این جشن غصبشده را مانند نوروز به صاحبان اصلیش بازگرداند و آنها را به جشنهای شاد و خرم کار و کوشش بدل سازد.
در روزگار کهن، سال ایرانیان و خلقهای مجاور کشور ما دارای دو بخش بود. بخش تابستانی (یا : هًمً) و بخش زمستانی (یا : زیانه). در آغاز بخش تابستانی و به هنگام اعتدال ربیعی جشن نوروز برپا میشد که جشن کشت بهاره است. و در آغاز بخش زمستانی و به هنگام اعتدال خریفی جشن مهرگان برپا میشد که جشن کشت پائیزی است. ولی چنانکه مورخ فرانسوی «میه» (Meillet) توجه کرده، جشن مهرگان، علاوه بر این منشاء تقویمی و طبیعی، یک منشاء اجتماعی نیز داشته است و ظاهراً جشن پیمانبندی قبیلهها برای حفظ دوستی و آشتی بین خود بوده و شاید خود زندگی کشاورزی یا دامداری آنها را به نوعی مراعات چیزی مانند «شهور حرام» در بین اعراب و خودداری از جنگ و ستیز وادار میساخته است.
جشن مهرگان در «مهرروز» (روز شانزدهم) از مهر برپا میشد و مخصوص ایزدمهر بود و بنا به روایت بندهشن این روز، روز تولد «مشیه» و «مشیانه»، آدم و حوای زرتشتی است.
ایزدمهر که این جشن به وی تعلق داشته، هم در بارگاه (پانتهئون) هندی و هم زرتشتی ایزد پراعتباری است و در اوستا یک یشت (مهریشت) به او اختصاص دارد. مهر با آنکه از امشاسپندان نیست، بلکه در رده ی دوم یعنی رده ی ایزدان سیگانه قرار دارد، درست مانند اهورامزدا، گاه «اهوراشیره» یا «شیره ی اهورا» خوانده شده است. اینجا محل بحث این نکته نیست و فقط به اشاره بگوئیم که کیش مهرپرستی (میترائیسم) که جهانگیر شد در فرهنگ ایرانی ما اثرات متعدد و عمیقی داشته است. مورخ بلژیکی «کومن» (Cumont) درباره ی روابط کیش مهرپرستی و مسیحیت و اینکه میلاد مسیح همان میلاد مهر است مطالب جالب و قابل وثوقی گفته است.
در اوستا، مهر فراخ چراگاه، ایزدی است دارای هزار گوش و دههزار چشم که بر فراز کوه البرز (هارا برزئیستی یعنی کوه بلند) منزل دارد. در سپیدهدم، پیش از سر زدن خورشید، زره ی زرین را بر تن میکند، سپر سیمین را بهدست میگیرد، خود آهنین را بر سر مینهد، سوار بر گردونه ی چهار اسب بر فراز ابرها به حرکت درمیآید و به یاری گاوان شیردهی میرسد که مهر دروجان (مهر دروغان = دشمنان مهر) آنها را ربودهاند و از جادههای گردآلود میبرند.
مهر میانجی بین تاریکی شب و روشنی روز، میانجی میان دلها، نگاهدار پیمانها، پاسدار عشق و دوستی است و از ایزدان محبوب در دوران هخامنشی و اشکانی و ساسانی بود که نقشهای چندی از وی باقی است و مسلماً پس از آنکه ایرانیان اسلام آوردند بسیاری از سنن نغزی را که درباره ی این ایزد داشتهاند، به چهرههای محبوب اسلامی خود نقل دادهاند و این تداوم سنن از آئینهای تاریخ است.
_________________________________________________________
نقل از: دفتر اول شورای نویسندگان و هنرمندان ، تهران – پائیز 1359
احسان طبری
نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز شنبه 7 مهر ماه سال 1386 ساعت
09:43 AM
پیوند
| |
چاپ
|
دیدگاه های شما [12]
آخرین مطالب
|