ماتم مرگ را به دور افکنیم و باورمند باشیم که اصالت با زندگی است و بشر آن را بیش از پیش خواهد آراست، و آوند آن را از زلال بهروزی خواهد آموخت. احسان طبری

کتاب خانه

آثار احسان طبری

· سطح امروزین فلسفه

· قصه ی شغال شاه

· جستار هایی از تاریخ

· در باره سمیوتیک

· پنجابه

· منتخب مقالات

· در باره منطق عمل

· سفر جادو

· گزیده مقالات

· با پچپچه های پاییز

· هورستیک

· درباره سیبرنتیک

· جامعه شناسی

· تاریخ یک بیداری

· گئومات

· شکنجه و امید

· دهه نخستین

· فرهاد چهارم

· داستان و داستان نگاری

· چهره یک انسان انقلابی

· از میان ریگها و الماسها

· درس های پیکار

· سیر تـکوین ماده و شعور

· رانده ستم و چهره خانه

· راهی از بیرون به دیار شب

· زایش و تکامل تئوری انقلابی

· مارکسیسم لنینیسم به زبان ساده (الفبای مبارزه)

· آموزش فلسفه علمی (بنیاد آموزش انقلابی)

· تئوری سیستمها و اصول دیالکتیک

· فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه داری

· مسائلی از فرهنگ و هنر و زبان

· بــرخــی انـدیـشــه ها درباره دیالکتیک

· سیـسـتم و بــرخـورد سیستمی

· جامـعـه ایـران در دوران رضا شاه

· برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران

سخنرانی ها

· دیالک تیک

· بابی سندز

· ناکجا آباد

· کافکا







خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

مقالات سیاسی : ایثار




ایثار ، یعنی گذشت و انصراف از جان و مال و خویشاوند و امنیت شخصی و آسودگی و مقام ، به خاطر عدالت و حقیقت ، به خاطر منافع جامعه .  این حد اعلای فداکاری انسانِ نوعی است ، یعنی هنگامی که انسان خود را در تاریخ تکاملیِ قبیلۀ انسانی خود ، حتی به بهای نبودن ، مستحیل می کند ، این حد اعلای تجلی انسانیت اوست ، این – خاص انسان است .

زندگی را یکبار به انسان داده اند . زندگی انسان بخودیِ خود کوتاه است . زندگی حتی در سخت ترین حالتش زیباست . در وجود انسانی ، جاذبۀ نیرومندی به سوی زیستن وجود دارد . لذا ایثار هستیِ خود ، یکی از بالاترین گذشت هاست که یک انسان به خاطر آرمان خود می کند . و چون کاری بسیار دشوار است و کار هر کسی نیست ، لذا احساس احترام و علاقه و محبت عمیق همنوعان را بر می انگیزد و در دیدگان ، شکوهی و عظمتی دارد .

در نبرد دشوار انقلابی از همان آغاز " ایثارِ جان " باید به حساب گذاشته شود . کسانی که در جنبش شرکت می کنند ، گاه در کوی و برزن ، گاه در دادگاه های صحرائی  ، گاه پس از به اصطلاح دادرسی ، به عنوان جانی و خائن و کسی که خواسته است نظم اجتماعی را بر هم زند ، کشته می شود . دار ، تیرباران ، سوزاندن ، سر بریدن ، نابود کردن با برق و گاز ، نابود کردن تدریجی با دشوری ها . . .  چنین است برخی اشکال متداول اعدام ،   ستم کاران گاه در این زمینه ، در جستجویِ تشفیِ خاطر ، تفنن نیز کرده اند و مرگ های مهیبی آفریده اند . کالیگولا امپراطور نیمه دیوانۀ  رُم می گفت :  " کاش همۀ رُم یک گردن می شد تا من به ضربِ تبر قطع می کردم ! "  . نرون مسیحیان را نفت آلود کرد و از آن ها مشعل ساخت .

روند تکاملی جامعه به ایثار نیاز دارد . درست است که بهبود دائمی افزار های تولید و  ارتباط و بالا بردن سطح معرفت در تکامل جامعه موثر است . ولی این سیر خود بخودی نمی تواند تحول ژرف و بنیادین نظام اجتماعی را در فواصل زمانی نسبتاً کوتاه تحقق بخشد . لذا در کنار تحول ناخودآگاه جامعه ، تحول آگاهانه ضرور است . تحول آگاهانه به دست انقلابیون انجام می گیرد که وجود خود را پلکان تکامل می کنند .

مارکس جملۀ عمیق و زیبائی دارد : " خداوندِ تکامل ، نوشدارویِ خود را در کاسۀ سرِ شهیدان می آشامد " . عمل لرزانندۀ شهادت و ایثار ، پرده دَر و رسوگر ِ ستمکاران است . نیروی معنوی عظیمی بوجود می آورد . سد ترس را می شکند . درس می دهد . این – ویژۀ انسان است و اگر اشکالی از آن درجهان جانوران دیده می شود ، غریزی و ناخودآگاه است و در نزد انسان است که به مرحلۀ حماسی ِ شگرفی رسیده است .

در آستانۀ مرگ ، مانی به شاپور گفت : " در ویرانی سرای وجود من ، آبادانی عالمی است " .

کارگر آمریکائی ، جو هیل (1) در پایِ دار گفت : " خموشیِ مرگ من ، رساتر از آن بانگی است که اکنون خفه اش می کنید " .

شعله هایی که عین القضا ت ، جیوردانو  و  یان هوس را خاکستر ساخت ، سرانجام کاخ فئودالیسم و اشرافیت را سوزاند .

نام " منصور حلاج " به نقطۀ یک الهام مقدس بدل شد .

نام حسین شهید میلیون ها نفر را به نبرد با یزیدیان زمانه انگیخت و می انگیزد .

ایثار – این نابودی ظاهری جسم انقلابی – هجوم و تعرض و انهدام غریبی برای دشمن است . خسرو روزبه توانست با ایثار خود ، سد انحطاط و تسلیم را در جامعۀ ما متوقف کند . در انقلاب اسلامی ایران ، ایثار مسلمان مبارز و شهادت آنان حربه ای کارا  و نابود کننده علیه دشمن امپریالیستی  بود و هست .

آری ، تکامل ، به این پله نیاز دارد . ایثار : پلۀ تکامل است !

ایثار – حتی در بی سر و صدا ترین و گمنام ترین  شکل آن در بیشۀ زمانه گم نمی شود ، اثر می بخشد و آن روز فرا می رسد که هر خلقی فهرست شهیدان و شکنجه دیدگان و به خاطرِ خواستِ حقیقت علمی و عدالت اجتماعی ، رنجه شدگان را تا آخرین فرد تنظیم کند و تجلیل نماید . آن ها در خاطرۀ یشر ابدی هستند و سزندۀ این ابدیت اند .

این ها – تبار انسان های نوعی ، انسان های انسانیت ساز ، انسان های غیرخواه (2) و فارغ از سوداگری هستند که پیکر خود را هیمۀ کورۀ مقدس تکامل انسانی ساخته اند و در این کوره می سوزند تا به پیکر تمدن گرما بخشند . مارکس می گوید : اگر انسان در جسم خود فانی است ، در عمل تاریخی خود باقی است .

حافظۀ تاریخ پهناور است : ستم و نبرد علیه ستم فراموش شدنی نیست . شهیدان زنده اند . درختان ایستاده می میرند . ایثارگران لعن ابدی خود را بر دشمن بشریت با کاروان تاریخ همراه می برند . خون ها و اشک ها نمی خشکند .

آه !  چه بسیار در سرخی فلق سایۀ افراد انقلابی ، آماج گل های سربینی شد که جمجمه ها را سوراخ کرد ، چشم ها را کور ساخت ، قلب ها را خون ریز نمود و زانو ها را در هم شکست و آن سرونازهای جوان فرو افتادند و " جوخۀ آتش " پای کوبان به سربازخانه ها رفت و گاه قاتلان نعش ها را نیز تحقیر کردند و یا دنده های مادران مویه گر را خورد ساختند و تاریخ طبقاتی و بهره کشی که ده ها هزار سال از عمرش می گذرد چنین است : از آن سوی انسان ایثارگر و از این سوی جلادان ، این دوگانگی کنونی بشر دوران انتقال است . بشری که ناخویشتنی خود را چاره نکرده و خود را هنوز بازنیافته است . بشری که نیمی فرشته و نیمی  جانور است . بشری که "حلقۀ مفقوده " بین پریمات ها و انسان وارها و آن ، "انسان واقعی " آینده است که باید در کورۀ آهنگری تمدن حدادی شود .

بشری که هنوز بشر نیست .  بشری که هنوز جهت غرایز حیوانی ، خور و خواب و خشم و شهوت ، بر او غلبه دارد .  بشری که هنوز بشر فردی است ، نه نوعی ، هنوز من است و نه ما . منی که ما را می چاپد تا خود  در " بهشت شدادی " خویش زندگی کند .

ایثار را ستودیم و آن ایثاری را که به خاطرِ تعالی انسانیت است و انسانیت ، آن را به حساب خود می گذارد . هر کشته شدنی ایثار نیست .

 

...............................................................................

1)     Joe Hill

2)     Altruiste

 



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز سه شنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 11:57 AM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [9]








آخرین مطالب

انجمن دوستداران احسان طبری

صفحه نخست
پست الکترونیک

موضوعات


بایگانی



هم اندیشان



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 125786