ماتم مرگ را به دور افکنیم و باورمند باشیم که اصالت با زندگی است و بشر آن را بیش از پیش خواهد آراست، و آوند آن را از زلال بهروزی خواهد آموخت. احسان طبری

کتاب خانه

آثار احسان طبری

· سطح امروزین فلسفه

· قصه ی شغال شاه

· جستار هایی از تاریخ

· در باره سمیوتیک

· پنجابه

· منتخب مقالات

· در باره منطق عمل

· سفر جادو

· گزیده مقالات

· با پچپچه های پاییز

· هورستیک

· درباره سیبرنتیک

· جامعه شناسی

· تاریخ یک بیداری

· گئومات

· شکنجه و امید

· دهه نخستین

· فرهاد چهارم

· داستان و داستان نگاری

· چهره یک انسان انقلابی

· از میان ریگها و الماسها

· درس های پیکار

· سیر تـکوین ماده و شعور

· رانده ستم و چهره خانه

· راهی از بیرون به دیار شب

· زایش و تکامل تئوری انقلابی

· مارکسیسم لنینیسم به زبان ساده (الفبای مبارزه)

· آموزش فلسفه علمی (بنیاد آموزش انقلابی)

· تئوری سیستمها و اصول دیالکتیک

· فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه داری

· مسائلی از فرهنگ و هنر و زبان

· بــرخــی انـدیـشــه ها درباره دیالکتیک

· سیـسـتم و بــرخـورد سیستمی

· جامـعـه ایـران در دوران رضا شاه

· برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران

سخنرانی ها

· دیالک تیک

· بابی سندز

· ناکجا آباد

· کافکا






شعر : اندیشه هایی در بارۀ یک عکس




  شعر آزاد " اندوه " پس از دریافت آخرین عکس شادروان دکتر محمد مصدق در احمد آباد و زیر تأثیر این عکس سروده شد و در همان ایام (بهار 1346) در صفحه ی اول مجله ی دنیا منتشره در خارج از کشور نشر یافت و اینک به یاد کرد آن رجل ملی و میهن دوست و یادآوری محیطی که روزهای آخر مصدق در آن گذشت، تجدید چاپ می شود.

 

 

اندوه

 ( اندیشه هایی در بارۀ یک عکس )

 

و هر روز در سراشیب روز

اندوه به دیدارش می شتافت :

اندوه میهنی که پس از چندین سپیده دم ،

هنوز در شب استبداد است .

و گنجی که پس از رستن از راهزن ،

هنوز بر باد است .

اندوه مرغ آتشکام " فرصت " نام

که عبث گریخت.

اندوه رده ها و پرچم ها منظور همین عکس است

که ز هم گسیخت.

اندوه شهیدان در خاک

و پلیدان در کاخ

همدلان کم دل

و دشمنان گستاخ.

اندوه یاران رانده و فراق زده

و پیروان پراکنده و نفاق زده.

اندوه افتخاراتی سرفراز ، ولی پامال،

و آرزوهایی چون شهباز ،ولی بی پر و بال،

اندوه سالاری سالخورده در آستان زوال !

ای برادران من ،  ای گیاهان بدرود !

اینست نغمۀ آن آشنا ، که در خاک وطن غریب بود .

ولی آن سایۀ خاموش که بر شما پویید

تا گنبد تاریخ فرا خواهد رویید

زیرا کیست که چنین پاس افشرد چون کوه

درز میدان رزم و در میدان اندوه ؟

 

 

***

احسان طبری

اردیبشت 1346

***

نقل از :

نامۀ مردم

اسفند ماه 1358

دورۀ هفتم سال اول شمارۀ 183



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز سه شنبه 8 اسفند ماه سال 1385 ساعت 6:49 PM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [13]








آخرین مطالب

انجمن دوستداران احسان طبری

صفحه نخست
پست الکترونیک

موضوعات


بایگانی



هم اندیشان



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 145873