ماتم مرگ را به دور افکنیم و باورمند باشیم که اصالت با زندگی است و بشر آن را بیش از پیش خواهد آراست، و آوند آن را از زلال بهروزی خواهد آموخت. احسان طبری

کتاب خانه

آثار احسان طبری

· سطح امروزین فلسفه

· قصه ی شغال شاه

· جستار هایی از تاریخ

· در باره سمیوتیک

· پنجابه

· منتخب مقالات

· در باره منطق عمل

· سفر جادو

· گزیده مقالات

· با پچپچه های پاییز

· هورستیک

· درباره سیبرنتیک

· جامعه شناسی

· تاریخ یک بیداری

· گئومات

· شکنجه و امید

· دهه نخستین

· فرهاد چهارم

· داستان و داستان نگاری

· چهره یک انسان انقلابی

· از میان ریگها و الماسها

· درس های پیکار

· سیر تـکوین ماده و شعور

· رانده ستم و چهره خانه

· راهی از بیرون به دیار شب

· زایش و تکامل تئوری انقلابی

· مارکسیسم لنینیسم به زبان ساده (الفبای مبارزه)

· آموزش فلسفه علمی (بنیاد آموزش انقلابی)

· تئوری سیستمها و اصول دیالکتیک

· فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه داری

· مسائلی از فرهنگ و هنر و زبان

· بــرخــی انـدیـشــه ها درباره دیالکتیک

· سیـسـتم و بــرخـورد سیستمی

· جامـعـه ایـران در دوران رضا شاه

· برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران

سخنرانی ها

· دیالک تیک

· بابی سندز

· ناکجا آباد

· کافکا







The Secret Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

مقاله های علمی، ادبی و تاریخی : چرا یکدیگر را در بحث آزاد و سالم تحمل نکنیم!‏




تارنگاشت عدالت

نامۀ مردم، دورۀ هفتم، سال اول، شمارۀ ٢۶، چهارشنبه ٢٢ خرداد ماه ١٣۵۸‏

احسان طبری

 
برخورد عقاید و آراء گوناگون، در جامعه‌ای مانند ایران، که نخستین مرحله انقلاب همه‌خلقی خود را با ‏پیروزی کم‌نظیری پشت سر گذاشته و اینک در حال گذراندن دورانی است که آن را دوران گذار می‌نامیم، ‏امری است به کلی طبیعی و قابل فهم. وحدت کلمه و وحدت عمل طبقات و اقشار گوناگون مردم، یکی از ‏فاسدترین و جبارترین دیکتاتورهای جهان را که دست حمایت مصرانه قدرت‌های امپریالیستی را نیز در پشت ‏سر خود داشت، از پای درآورد. این وحدت نظر و وحدت کلمه پس از سقوط سلطنت و استقرار جمهوری ‏اسلامی، طبعاً نمی‌توانست و نمی‌تواند در مراحل بعدی نیز وجود داشته باشد. بروز اختلاف سلیقه‌ها، ‏اختلاف‌نظرها، اختلاف ایدئولوژی‌ها امری ناگزیر است.‏

وقتی از طرف این و یا آن گروه ادعا می‌شود که موضع سیاسی و اجتماعی آن سالم‌ترین و ثمربخش‌ترین ‏مواضع برای پیشبرد انقلاب است، اگر خود به آنچه که می‌گوید باور دارد، اگر به تأثیر و نفوذ ایدئولوژی خود و ‏برتری آن نسبت به دیگر اندیشه‌ها مؤمن است، در این صورت نمی‌بایست از مواجهه با نمایندگان عقاید و ‏آراء دیگر باک داشته باشد. بحث و تبادل نظر سالم برای جستن بهترین راه تکامل و گذارنیدن مراحل مختلف ‏انقلاب و رسانیدن آن به پیروزی نهایی، نه تنها زیان‌بخش نیست، بلکه در یک محیط آرام و سالم و منطقی ‏از ضروریات پیشرفت است.‏

متأسفانه صاحب نظرانی هستند که می‌کوشند بحث را به جدل بکشانند: به جای استدلال منطقی، اتهام ‏و توهین و دشنام تحویل طرف می‌دهند؛ به جای آرامش، تشنج ایجاد می‌کنند؛ می‌خواهند فکر و نظر خود ‏را به زور ناسزا و توهین و اتهام و حتا گاه با قدرت جسمی از پیش ببرند.‏

ما با این روش ناهنجار از بیخ و بن مخالفیم. نه تنها بدان دلیل که آن را راه درست برخورد عقاید و آراء ‏نمی‌دانیم و فکر می‌کنیم هیچ صاحب‌نظر و صاحب مکتبی از این راه جز به ترکستان به جایی راه نمی‌برد، ‏بلکه به طور عمده بدان دلیل که با ایجاد یک محیط متشنج و آشفته، آن که از چنین وضعی به حد دلخواه ‏خود سود می‌برد، ضدانقلاب است.‏

ضدانقلاب متشکل است، تجربه دیده است، تحت تعلیمات مستقیم سازمان جاسوسی سیا و به دست ‏بازماندگان ساواک، و طرفداران رنگارنگ شاه مخلوع عمل می‌کند. عناصر ضد انقلابی خود را در تمام ‏جریان‌ها وارد می‌کنند. آن‌ها از احساسات و شور جوانان که تجربه سیاسی ندارند، به حد اعلا استفاده ‏می‌کنند و آن‌ها را به بیراه می‌کشانند. آن‌ها تروریزم را رواج می‌دهند و در پناه سیاهی شب به افراد بیگناه ‏حمله می‌کنند و آن‌ها را هدف قرار می‌دهند.‏

یکی از میدان‌های فعالیت ضد انقلاب هم همین تبدیل بحث و مناظره به جدل، دشنام، تهمت و افتراست تا ‏محیط مسموم شود و امکان تفاهم و در نتیجه، اتحاد بین نیروهای انقلابی از بین برود.‏

لذا میدان دادن به چنین وضعی، در هر صورت و در هر حال که باشد، کمک به ضد انقلاب است.‏

ما فکر می‌کنیم که اگر صاحبان نظریات گوناگون صادقانه، بدون پیش‌داوری‌های نابجا، با حسن‌ نیت با هم ‏روبه‌رو شوند، و حتا برای همین بحث‌ها و اظهارنظرها جلساتی را سازمان دهند که هر کس در آنجا کالای ‏خود را عرضه کند و انتخاب به خریدار، یعنی به حاضران و شنوندگان و عامه مردم، که ثابت کرده اند به حد ‏کافی رشد سیاسی دارند، واگذار گردد، خود قدمی در راه تشنج‌زدایی، در راه تفاهم و سرانجام اتحاد ‏برداشته شده است.‏

دوستان! بگذارید محیط بحث و مناظره، محیطی سالم باشد. اجازه ندهید افراد مشکوک، یا عصبانی، یا ‏ناشکیبا در این محیط ایجاد تشنج کنند. این معیاری است برای سنجش حسن نیت‌ها.‏



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز شنبه 29 تیر ماه سال 1387 ساعت 09:01 AM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [2]






شعر : کودک اندر دیار سرمایه




کودک اندر دیار سرمایه

بی خبر از نوازش مادر

استخوان سگان بود قوتش

سنگ ناسور کوچه ها بستر.

 

سوخته همچو شمع کافوری

در سیه چال معدنی مرطوب

خم شده پشت دستگاه عنود

از سحرگاه تا اوان غروب

 

کودکان دیده ام که در مرداد

بر سر تفته ریگ خفته به درد

چون گل منجمد خفته به خاک

بهمن بی امان چو زد دم سرد

 

شهر و ده پر بود از اطفال

نیمه عریان و جامه ها پاره

در میان زباله گم شده رزق

جسته همچون سگان آواره.

 

ا. ط



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387 ساعت 09:24 AM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [2]






مقاله های علمی، ادبی و تاریخی : چگونه بحث کنیم؟




تارنگاشت عدالت

احسان طبری

نامه مردم، شماره ١۹۴، دوره هفتم، سال دوم، ٢۷ اسفند ۱۳۵۸

 چگونه بحث کنیم؟


بحث به معنای جدی این کلمه هنر است و به قریحه، در کنار اطلاع و منطق، نیازمند

 دوستی طی نامه‌ای، پس از ابراز خرسندی از اینکه «نامه مردم» به مسایل حاد تئوریک توجه می‌کند و تا کنون طی حدود یکصدوهشتاد شماره روزنامه، برخی مقولات و مفاهیم اقتصادی و سیاسی مورد نیاز را توضیح داده، از ما می‌خواهد که در باره شیوه بحث درست نیز نکاتی را یادآور شویم.

حق کاملاً با این دوست است که این مسأله یکی از مسایل حاد روز است، زیرا کوره بحث سیاسی همه جا گرم است. متأسفانه بحث‌ها بلامقدمه «درمی‌گیرند» و برنامه‌ای ندارند، و غالباً به شکل «جر و من جر» و «دوئل لفظی» درمی‌آیند. جیزی که مفت نمی‌ارزد و «راهی به دهی نیست» و وقت تلف کردن است.

ما در گذشته نیز در مطبوعات حزبی در این باره سخن گفته ایم، که بحث و مناظره شکلی است از مبارزه سیاسی ثمربخش، اسلوبی است برای کشف حقیقت، شیوه‌ای است برای تبلیغ و اقناع، و بحث این مختصات خود را تا زمانی حفظ می‌کند که بحث باشد، نه شمشیربازی لفظی، نه بکس‌بازی، برای آنکه طرف را به هر قیمتی که شده «ناک آئوت» بکنیم.

چرا باید بحث کرد؟ با که باید بحث کرد؟ در چه موضوع باید بحث کرد؟ چگونه باید بحث کرد؟ همه این پرسش‌ها باید در ذهن بحث‌کنندگان، پاسخ روشن داشته باشد.

بدترین شکل بحث، بحث در باره همه چیز، بحث از این شاخ به آن شاخ است. شرط یک بحث منظم، مقابله دو یا چند حکم روشن در برابر یکدیگر است و متمرکز کردن بحث بر روی آن نکات. اگر بخواهیم در یک بحث همه چیز را حل کنیم، هیچ چیز را حل نکرده ایم.

بحث با هر کس فایده‌ای ندارد. کسانی هستند که به اصطلاح تصمیم خود را گرفته اند و سپس پی «بهانه» می‌گردند تا «حرف خود را به کرسی بنشانند». جنین کسانی هرگز قانع نمی‌شوند. اگر در یک استدلال شکست بخورند، مطلب دیگری را پیش می‌کشند و بسته به زیرکی و استادی خود در احتجاج و یا سفسطه، می‌توانند بالاخره دستگیره‌ای پیدا کنند و دادخواست‌های خود را به طور ابدی مکرر سازند. بحث با این قبیل اشخاص که جویای حقیقت نیستند، جز «خون خود را سیاه کردن»، جز صرف انرژی بدون کسب نتیجه، چه فایده‌ای دارد؟ چنین اشخاصی را به حال خود بگذارید. خطاست اگر کسی فکر کند همه کس را می‌توان قانع کرد، یا همه را باید قانع کرد.

صرف‌نظر از افرادی که «تصمیم خود را گرفته اند»، اشخاصی هستند که فقط طی زمان و به کمک حوادث به تدریج به نکته‌ای پی می‌برند. شما چرا عجله دارید؟ بگذارید «زمان» هم کمک کند. گاه بیان شما قاصر است، ولی بیان رویدادها بلیغ است.

بحث باید با کسی انجام گیرد که جوینده‌ای خالی از غرض و مرض است و اقناع وی برای جنبش یا حزب سودمند است. برخی‌ها، تازه اگر هم به اصطلاح قانع شوند، باید دید آیا در عمل حاضرند، یا می‌توانند به جریان انقلابی، به حقیقت انقلابی سودی برسانند؟ بحث تجملی چه لزومی دارد؟ بحث به خاطر بحث که کار بی‌ثمری است!

لذا در انتخاب طرف مورد بحث باید دقیق و بصیر بود و انرژی خود را بیهوده به هدر نداد و در هر جا و با هر کس بحث راه نیانداخت و قدرت انتخاب داشت.

شیوه درست بحث ما توده‌ای‌ها با شیوه بحث مخالفین ما فرق دارد. برخی از مخالفین ما از متلک، توهین، مسخره کردن، نیش زدن، سفسطه، نقل قول دروغ، فاکت بی‌اساس، ادعا، لاف و امثال آن ابایی ندارند. هدف آن‌ها «از میدان بدر کردن» طرف است، به هر قیمت که باشد.

برخی افراد عاطفی یا بی‌تدبیر، زود در دام این شیوه‌های نادرست و غیرانسانی بحث می‌افتند و آن‌ها هم به همین روش‌ها متوسل می‌شوند، این آغاز شکست است، زیرا هرگز ما نمی‌توانیم و نباید بتوانیم در شیوه‌های سفسطه‌آمیز، دروغ و بهتان‌گویانه بحث مانند برخی از مخالفان خود باشیم. اگر چنان بودیم، ما فاقد مختصات اخلاقی یک انقلابی هستیم و باید تجدیدنظر را از خودمان شروع کنیم.

وقتی کسی شروع کرد بدین شیوه نادرست بحث کردن، باید با نهایت متانت گفت، «من برای این نوع به اصطلاح بحث کوچک‌ترین آمادگی ندارم. اگر شما واقعاً خواستار یک بحث جدی هستید، در آنصورت ابتدا نظری را که می‌خواهید ثابت کنید، دقیقاً بیان دارید و دلایل آن را ذکر کنید، تا من، اگر با آن نظر موافق نیستم، حکم مورد علاقه و دلایل خود را ذکر کنم و سپس بحث در این مجرا تا آنجا سیر کند که معلوم شود آیا حصول توافق بین ما میسر است یا نه.»

هرگز، حتا با یک لفظ هم باشد، نباید در بحث‌های جنجالی، در بحث‌های «دوئلی» شرکت جست، این کار به کلی بی‌فایده است.

این را هم باید دانست که بحث کردن کار ساده‌ای نیست. شما که می‌خواهید از اندیشه، مشی و تاریخ حزب دفاع کنید، باید فردی مطلع باشید، باید بتوانید با وقوف بر مسأله و نیز با ایمان از تز خود دفاع کنید، باید فردی کاملاً صدیق باشید. اگر مطلبی را نمی‌دانید یا انتقادی را وارد می‌شمرید، نباید پنهان کنید. «شلوغ کردن» برای پوشاندن نقطه ضعف خود، کار ما نیست. حقیقت علمی و انقلابی بزرگی که ما توده‌ای‌ها به آن مجهزیم، مانند کوه استوار است. آری، حق با ماست ولی دشمنان رنگارنگ و بسیار و بسیار متنوع از هر سو ما را در حلقۀ محاصره خود، جنجال، اتهام، سفسطه، فشار، تهدید، حمله و هجوم قرار می‌دهند و گاه نیز تحت عنوان دفاع از «مارکسیسم- لنینیسم» (!!) به مجادله با ما می‌شتابند. در این شرایط کسی قادر است بحثی به معنای علمی کلمه انجام دهد که دانا، با ایمان و متین باشد و بتواند اندیشه‌ای را که درک کرده با شجاعت بیان کند.

این شخص می‌تواند یک کارگر، یک دهقان، یک روشنفکر، یک پیشه‌ور، یک کارمند و غیره باشد. فرق نمی‌کند، بحث می‌تواند در سطح بالای «آکادمیک» یا در سطح عادی زندگی روزمره بگذرد.

ولی در هر حال بحث باید تمیز، روشن، استدلالی و متین و ثمربخش باشد. شیوه‌های استدلال مختلف است. ما بسیاری از رفقای کارگر یا د هقان را دیده ایم که با ذکر چند مثال مشخص، به شکل بُرّنده‌ای مسأله‌ای را بی جار و جنجال می‌شکافند.

بحث «هنر» است و مانند هر هنری به «شم» و «قریحه» نیازمند. اینکه چه استراتژی در بحث دنبال شود که همین نتیجه را بدهد، چیزی نیست که آن را بتوان قاعده‌بندی کرد. قاعده‌بندی‌ها می‌توانند بسیار دور و دراز هم باشد، ولی زندگی اشکال نوبه‌نویی به میان می‌آورد. لذا توصیه‌های ما در مورد بحث در چهار نکته زیرین خلاصه می‌شود:
الف) بحث فقط در مواردی باشد که از آن سودی برای کار حاصل است،
ب) بحث در باره مسایلی انجام گیرد که نظرها روشن است (چه می‌گوید و چه می‌گویم).
ج) بحث تنها با شیوۀ اصولی انجام گیرد و هرگز با شیوه‌های غیراصولی نباشد،
د) بحث تنها در صورت اطلاع از مطلب و با بیانی قابل فهم انجام گیرد. هرگاه مطلب بر شما روشن نیست، سخن نگویید و یا مطلب خود را پیچیده و فضل‌فروشانه به میان نیاورید. بحث میدان جلوه‌فروشی نیست.

جهت اخلاقی بحث از جهت منطقی و سیاسی آن اهمیت کم‌تری ندارد. طرف شما و همه کسانی که احیاناً ناظر بحث هستند، باید برتری روحی و اخلاقی شما را در کنار برتری منطقی و سیاسی حس کنند.

طی بحث‌ها روح خود را آبدیده کنید. خطاها، شتاب‌ها، انحراف‌های خود را ببینید. در مجلس بعدی مباحثه، با بسیج عقلی و اخلاقی بهتر وارد شوید. یک بحاث ورزیده نقش حساسی دارد و می‌تواند جبهه های دروغ و سفسطه را بشکند و حزب خود را پیش ببرد.



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز یکشنبه 9 تیر ماه سال 1387 ساعت 1:03 PM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [7]






مقالات سیاسی : محور مرکزی داوری دربارۀ افراد و جمعیت‌ها




تارنگاشت عدالت

احسان طبری

منبع: نامۀ مردم، دورۀ هفتم، سال اول، شمارۀ ٣١، ۴ تیرماه ۱٣۵۸‏

 موضع‌گیری اجتماعی و تاریخی اساس است نه حسن نیت یا دعاوی پرطنین یا مختصات فرعی ‏دیگر

 محور مرکزی داوری دربارۀ افراد و جمعیت‌ها- مشی سیاسی اجتماعی آن‌هاست، نه حسن نیت و صداقت ‏آن‌ها.‏

حسن نیت و صداقت صفات مثبت و ضرور است. ولی اگر این حسن نیت و صداقت با انتخاب راه درست ‏اجتماعی، سمت‌گیری درست تاریخی، جانبداری از نیروهایی که نقش آن‌ها از جهت تاریخاً مشخص، نقش ‏مترقی و مثبتی است، مبارزه با نیروهایی که نقش آن‌ها از جهت تاریخاً مشخص نقش ارتجاعی و منفی ‏است، همراه نباشد، نه فقط سود نمی‌رساند، بلکه بیش‌تر مایۀ گمراهی می‌شود.‏

می‌گویند: «جهنم را با حسن نیت مفروش کرده اند.» این سخن حکیمانه دارای مفهوم عمیقی است. ای ‏چه بسا انسان‌های پاک، نیک، با حسن نیت، صدیق که در جامعه به دنبال آن مشی‌ها، آن طبقات، آن ‏ارزش‌های اجتماعی رفته اند که آن‌ها را به‌ناچار، به‌ناگزیر به چنان سفاهت‌ها یا قباحت‌ها کشانده است ‏که خودشان هم هرگز تصورش را نمی‌کرده اند.‏

در دادرسی جنایتکاران اجتماعی (مانند دادرسی نورنبرگ) یا حتا دادرسی‌های پس از انقلاب اخیر در ایران، ‏اگر چه به ندرت، به افرادی برخورد می‌کنیم که تصور می‌کرده اند دارند به «میهن» و «پیشوا» خدمت ‏می‌کنند و زمانی از خواب گران پندار باطل خود بیدار شده اند، که دیگر دیر بود. آن‌ها علی‌رغم باور خود، در ‏کشتی نادرستی نشستند و به ساحل لعنت و نکبت رسیدند.‏

منظور از مشی اجتماعی و سیاسی آنست که ما در عمل اجتماعی خود (حتا اگر «بی‌طرف» هم ‏باشیم، محال است که فاقد عمل اجتماعی باشیم) در کدام سمت قرار داریم؟ با که هستیم؟ چه چیزی ‏برای جامعه می‌خواهیم؟ خواستار خیر کدام از طبقات جامعه هستیم؟ در عرصۀ جهانی می‌خواهیم با که ‏باشیم؟

اکنون جهان و اجتماعات جداگانه هر کشور، که دارای نظام طبقاتی است، تقسیم شده است. اردوگاه ‏امپریالیسم و اردوگاه ضد امپریالیسم در عرصۀ جهان، انبوه زحمتکشان بهره‌ده و قشرهای ممتاز بهره‌کش ‏در عرصۀ جوامع سرمایه‌داری از نوع جامعه ما، مرزهای عمدۀ این تقسیم هستند. ما با امپریالیسم هستیم ‏یا با ضد امپریالیسم؟ با بهره‌دهان هستیم یا با بهره‌کشان؟ و آیا در هر مورد، آن خط محکم و صحیح را، که ‏ما را «آهسته»، «آهسته»، از درون این جبهه به درون آن جبهه نلغزاند، گزین کرده ایم؟

ای چه بسا که شخصی (مانند برخی «سوسیال دمکرات‌ها»ی اروپای غربی) تصور می‌کند، راه مبارزه با ‏بهره‌کشی را برگزیده، ولی عمل اجتماعیش به طور عمده به تثبیت نظام بهره‌کشی کمک می‌کند. یا مانند ‏آنارشیست‌های نو و کهنه تصور می‌کنند که «انقلابی‌ترین» و «شعله‌ورترین» شعارها را علیه نظام ستم و ‏غارت انتخاب کرده، ولی در آخرین تحلیل آلتی در دست بهره‌کشان برای آزار انقلابیون واقعی است.‏

در اینجا تفاوت عینی و ذهنی مطرح است. ذهنی، یعنی آنچه که در ضمیر و آگاهی شما می‌گذرد و شما ‏آنطور فکر می‌کنید، آنطور تصور می‌کنید. عینی، یعنی آنچه که مستقل از اراده و اندیشه شما، در سیلاب ‏جوشان و پرتوان تاریخی، به سویی که مجموعه قوانین تکاملی آن می‌طلبد، می‌رود و ابداً ربطی به ذهنیات ‏شما ندارد. ذهنیات شخص تنها جوی باریکی است که در این شط خروشنده فرو می‌ریزد، و ابداً قادر نیست ‏مسیر این شط را تعیین کند.‏

به همین جهت شخص از جهت سیاسی، باطرف باشد یا بی‌طرف، در متن باشد یا در حاشیه، به ناچار ‏منشاء عمل اجتماعی معینی است که از آن تصور دلخواهی در ذهن خود دارد، از خودش راضی است، برای ‏عملش توجیه‌های «فلسفی» می‌تراشد، ولی باید دید که واقعاً این انسان، با مجموعۀ عملش افزار کدام ‏یک از جبهه‌های نیرومند جوّ تاریخی است؟ توجیه‌گری و فلسفۀ او مطلب را حل نمی‌کند. مطلب زمانی حل ‏می‌شود که ما ببینیم در جامعه چه نبردی می‌گذرد و ما در این نبرد چه کاره ایم، چگونه وظایف انسانی و ‏ایرانی خود را انجام می‌دهیم، به کدامین سو می‌رویم، با که هستیم و با که نیستیم؟ چرا هستیم و چرا ‏نیستیم؟

این موضع‌گیری مطلبی است مشخص. در ازمنه و امکنۀ مختلف، موضع‌گیری به سود حق، مختلف است. ‏اگر شما عضو جامعه شوروی هستید، موضع به سود حق (یعنی به سود تکامل سالم اجتماعی) طوری ‏است و اگر عضو جامعه آمریکا هستید، این موضع طور دیگری. اگر در ایران دوران مشروطیت بودید، این ‏موضع‌گیری طوری بود، اگر در ایران دوران کنونی هستید، این موضع‌گیری طور دیگر.‏
تمام اشکال در این تشخیص است که تنها و تنها از طریق تحلیل علمی (وضع جهان و وضع ایران) می‌توان ‏بدان رسید.‏

ما افراد را از دو جهت مورد بررسی قرار می‌دهیم: ابتدا و مقدم بر همه از جهت موضع‌گیری سیاسی- ‏اجتماعی آن فرد و سپس از جهت مختصات فردی انسانی او.‏

البته برای ما مختصات فردی و انسانی ابداً بی‌تفاوت نیست. ما می‌دانیم که در موضع‌گیری‌های مختلف ‏سیاسی، می‌توان به انسان‌های صدیق و شریف برخورد کرد. ولی ما می‌دانیم که این انسان‌های صدیق و ‏شریف، اگر در موضع باطل اجتماعی قرار گرفتند، اگر به موقع، خود را از گمراهی نرهاندند، به همراه ‏هم‌صفان و هم‌ردگان خود، به اعمال نادرست و قضاوت‌های نادرست و گاه بسیار منفی مجبور می‌شوند. ‏به همین جهت است که در آغاز مقاله گفتیم، محور مرکزی داوری دربارۀ افراد و جمعیت‌ها، مشی سیاسی ‏و اجتماعی آن‌هاست، نه حسن نیت و یا صداقت، امری که به خودی خود و در حد خود با ارزش است و ‏نباید آن را نادیده گرفت.‏



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز شنبه 1 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:40 AM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [3]






شعر : پیروزى خورشید




"در نبرد روشنى با تاریکى، سرانجام پیروزى با روشنى است!"
(مزدک بامدادان)



در آسمان که بر آن توده بود ابر سیاه
به صبح، دیدم برپا شگرف پیکارى

کمین نشسته بهر جانب ابر تیره ضمیر
که تا کشد برخ مهر پرده تارى

چو کرکس سیهى زیربال خویش آرد
کبوتر زر خورشید را بهر بارى

کنون به قلزم قطران ابر غوطه ورست
چو یوسفى است بچاه اندرون نگونسارى

تمام نصرت تاریکى است و با خورشید
گمان مبر که دگر نو کنیم دیدارى

ولى ز ابر سیه تن رها نماید مهر
اگرچه از بس رنج و تلاش بسیارى

زهم بدرد آن لشکر پلید سحاب
به اسبریس فلک بر شود چو سردارى

من این مثال بدان آورم که ظلمت ظلم
ترا نسازد نومید گر که هشیارى

اگر کنون بوطن زور با زر است امیر
بامر شاه ستم کیش آدمیخوارى

چو شمس عدل و حقیقت فروغ خود پاشید
بجا نبینى آنروز تخت و دربارى

ز تیر پرتو پران بسوى تیره دلان
رسد دمى که از اینان نماند آثارى

نه آرزو و خیال است و خود فریبى و خواب
که هست هر سوئى از این فروغ انوارى

تمام پویه تاریخ عصر ماست، گواه
پیام مزدک قولى مسلم است، آرى!
***



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387 ساعت 7:10 PM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [5]






کتاب : جستارهایی از تاریخ




سرگذشت گذشتگان خود را بخوانیم و در رمزها و چیستان های آن باریک شویم: ما نخستین مسافرین کاروان بزرگ رنج و افتخار نیستیم و واپسین آن ها نیز نیستیم. بیاییم و دمی چند در این شط سخری که به سوی مقصدی والا می رود شنا کنیم.

حیرت و طنز و حدس و امید و عزم خود را به کار اندازیم: شاید در این سیر و تماشا چیزی به چنگ آوریم و توشه ای به دست آوریم.

این دفتر شامل چند جستار   (Essai)  کوتاه تاریخی است که نگارنده آسان می توانست تعداد و حجم مطالب و حجم آن را بیشتر سازد. یکی دو نوشته نیز تفکر تجویدی درباره تاریخ است و همه در این امید نوشته شده و نشر می یابد که به ما یاری دهد تا  در راه انسان نوعی شدن تلاش کنیم و انسان فردی نمانیم که درگنداب خود پسندی حقیر خویش غوطه می زند و به آسمان فراخ و خرگاه پرشکوه خاندان انسانی خویش نمی پیوندد.

تحول ژرف بشریت و فرهنگش به تحول ژرف روح او نیاز سوزان دارد و الحق به قول آن نویسنده نامدار: «انسان بودن وظیفه بزرگی است.» «انسان- این طنینی غرور آمیز دارد»

در این مجموعه به جز یک جستار درباره ایران ومسئله دولتمداری در کشور ما، نوشته های دیگر صحنه های عبرت آموزی را از تاریخ جهان  (به ویژه اروپای غربی) نقل می کند.

خوشبختانه در زبان فارس – ولو از راه تجربه – درباره تاریخ ایران و جهان مصالح غنی گرد آمده است. این رساله مایل است به ویژه رغبت جوانان ما را به بررسی اندیشمندانه کارنامه پیشینیان تیزتر کند. زیرا تجربه تاریخ را می توان به تجربه خود بدل ساخت.

سیاست گر سوار است و سمندی  تیزرو دارد.
حقیقت چون کمندش، سخت گردن در گرو  دارد.
«رذیلت » گر چه پیش ظلم گردن خم کند، شاید،
«فضیلت » گردنی – در عین ذلت – خم نشو دارد.



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز جمعه 27 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 12:43 PM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [11]






کتاب : راهی از بیرون به دیار شب




آورده‌اندکه در اقلیمی از اقالیم سبعه شهری بود به‌ آراستگی همچون عروس که آنرا شهر بیغمی خواندندی زیرا مردم آنرا از هر غمی فراغت بود و با کشت زرع و بستانکاری و باغداری و شبانی و صناعت‌پیشگی عمری در نشاط سرور می‌گذاشتند و همه سال به هنگام حصاد شهر را آئین می‌بستند و آذین می‌کردند و فدیه‌ها می‌دادند و پای‌کوبان هفت روز و هفت شب جشن درو برپا می‌کردند. و خدایان منعم را سپاس بی‌قیاس می‌گفتند که سنبله‌ها را گرانبار و مزارع را پر برکت ساخته؛ پس انبارها از غلات می‌انباشتند و ساعات فراغت را به محاضره و مباحثه و آمیزش‌های صمیمانه و گردش‌های عاشقانه و سرودخوانی و دست‌افشانی و صفا و مهربانی و شرکت در اندوه و شادمانی همشهریان می‌گذراندند و آنان مردمی بودند ساده‌دل و لوح ضمیرشان از کدورت نیات نامطلوب مصفی و نفس نفیسشان از آلایش سیئات و رذایل مزکی بود.

و اما این شهر بیغمی که از باغ‌های خرم و ابنیه ی مجلل عبارت بود کوی‌های فراوان داشت همچون کوی کار و کوی امید و کوی دانش و کوی محبت و در میانه ی شهر کاخی بود رفیع، خورنق‌آسا، سر به فلک اثیر بر افراشته که سرای فضیلت نام داشتی و در اینجا کودکان شهر را فرزانگان خردمند درس کوشش و وفا می‌آموختند و آنان را از رازهای سپهر و خاصیت اشیاء و کیفیت امور واقف می‌ساختند و نیز به کران شهر مرغزاری بود خوشتر از ساحت بهشت با هوائی مشک‌بیز و عبیرآمیز و جوئی فراخ با آبی گوارا و زلال که از میان آن خروشان و جوشان می‌گذشت و نسیمی خرم که پیوسته گیاهان و نهالان را به‌رقص در می‌آورد و این چمن را چمن عاشقان نام بودی زیرا در سایه‌ها و گوشه‌های آن پسران سهی‌بالا و دوشیزگان قمرطلعت با یکدیگر راز می‌گفتند و نیاز می‌کردند و غزل می‌خواندند و شکوه می‌داشتند و نکته می‌گفتند و از نوازش چنگ و ناله ی نی آهنگ‌های طرب‌انگیز برمی‌خاست و فضا را آمیزه‌ای از بوی‌های خوش و الحان دلکش می‌ساخت. . .



نوشته شده توسط دوستداران احسان طبری در روز دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 09:27 AM

پیوند | | چاپ | دیدگاه های شما [4]








آخرین مطالب

انجمن دوستداران احسان طبری

صفحه نخست
پست الکترونیک

موضوعات


بایگانی



هم اندیشان



پیوند روز